محمد حسينى همدانى نجفى

36

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

احاطه علمى و شهودى داشته باشد و موجودى نباشد كه بر آن احاطه نداشته باشد و چنانچه علم و احاطه بامرى نداشته باشد حقيقت علم و صرافت علم شهود نخواهد بود يعنى علم منسوب بجهل است نسبت ببعض موارد مانند افراد بشر و علم بشر علم حقيقى محض نخواهد بود در اثر نقصان و شائبه جهل كه در آنست و اما علم و احاطه آفريدگار علم واحد بسيط حقيقى است كه هيچ موجود و پديده از حيطه علمى او خارج نخواهد بود و اين چنين علم بسيط در اثر وحدت حقيقى يعنى بساطت وسعه آن علم احاطه بهمهء موجودات است و از سعه آن هيچ چيز خارج نخواهد بود . هم چنان كه از سعه قدرت وجودى كبريائى هيچ موجودى خارج نبوده و از حيطه تعلق و ربط محض بآفريدگار خارج نخواهد بود بالاخره هيچ فردى در وجود استقلال ندارد و بىنياز از پروردگار نمىباشد خلاصه بسبب احاطه وجودى و احاطه علمى و شهودى و احاطه قدرتى همه از شئون احاطه وجودى كبريائى است و همه متحد و يك سنخ هستند و بعبارت ديگر موجود واجب الوجود ، واجب الوجود از همه جهات صفات ذاتى و فعلى كبريائى است . و حقيقت علم و احاطه بموجودات عين ذات كبريائى است و همچنين حقيقت و قدرت و اراده و خلق كبريائى واجب خواهد بود و علم واحد بموجودات از شئون علم بذات و تعين علم بذات است . آفريدگار جهان به حكم خرد بر همه موجودات و صورتهاى خارجيه و حقايق آنها قبل از ايجاد آنها احاطه علمى دارد و هرگز پروردگار استفاده از وقايع خارجى نخواهد نمود و بالاخره علم و احاطه پروردگار به همه موجودات علم واحد بسيط كه عين ذات پروردگار و يا اين وحدت حقيقى و بساطت علم و احاطه او به همه موجودات است از نظر احاطه حقيقى و اما معلومات و مقدورات و مخلوقات پروردگار